خرید بک لینک
بغض خاموشم و آوا شدنم نزديک استگره ي کورم اگر، واشدنم نزديک است شهر من گم شده زير تلي از خاکستردر پي ام هستي و پيدا شدنم نزديک است عشق چادر زده چندي ست حوالي دلممژدگاني بده بر پا شدنم نزديک است " فاش مي گويم و از گفته ي خود دلشادم "عاشقت هستم و رسوا شدنم نزديک است وصلت دست من و چاک گريبان شماشک ندارم که زليخا شدنم نزديک است شعر از بهروز آورزمان

برچسب: نویسنده: مهسا میرزاپور تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 16:24

پشت پلکت حبس کردی شور اقیانوس رالا به لای گیسوانت جاده ی چالـــوس را شهـرت قـد بلـند و چشـم هـای روشنتمی کشد تا قلب تهران دختران روس را چـادر گلـدار سرکـردی و راه افتـاده ایدربیـاور بــا خرامیـدن، لـج طاووس را تا که می آیم به طعم دلخوشی عادت کنممی نشانی بر لبانم مزه ی افسوس را یا که دست از قهر خود بردار و دستم را بگیریا بگیر از دست من این حس نامانوس را شعر از حسین زحمتکش

برچسب: پشت پلکت حبس کردی شور اقیانوس را, نویسنده: مهسا میرزاپور تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 16:24

گریه های بی دلیل خنده های بی دلیلخود دلیلی بر نشان حس عشقی بی بدیل هردم این حال دگرگون هردم این حال عجیبهم گواه و شاهد ست بر ذات این حس اصیل این بهانه این گلایه از سر دلتنگی استحکم عشقت را قبول دیگر نمی خواهد وکیل بی حضورت روزگارم عین شام آخرستزندگی با عشق تو جان مرا کرده جمیل تا دلم بند تو باشد چشم تو دنبال مناین جدایی بین ما هرگز نخواهد شد طویل دیده نابینا شود هر عیب پنهان می شودگر دلت عاشق شود هر زشت می گردد شکیل تو نمی دانی کجا کی بخت یارت می شودناگهان آید سراغت عشق می بندد دخیل شعر از افسانه جواهری

برچسب: خنده های بی دلیل گریه های بی دلیل, نویسنده: مهسا میرزاپور تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 16:24

چشم هایت شعر عشقی تازه می گوید برایممن تو را زیبا تر از یاس و اقاقی می سرایم ای نگاهت آسمانی شعر چشمت زندگانینو گل عشقی وَ من در باغ چشمانت رهایم کاش چون تصویر عشقی در نگاهت می نشستمتا سراپا عشق می شد این دل عشق آشنایم تو شکوه کشتزاری آشیان مرغ عاشقبی تو من گم کرده راهم خود نمی دانم کجایم از تبار کهکشانی خانه ات در آسمان هابا تو اوج آسمانم آسمانی با صفایم شعر از علی اکبر خلیلی

برچسب: چشم هایت شعر,شعر چشمهايت, نویسنده: مهسا میرزاپور تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 16:24

ترک خورده ست این صحرا ولی در فکر باران نیستتمام عمر را در انتظارت ... آه آسان نیست اگرچه عاشقی هست و همین چشم انتظاری هاولی شن های این ساعت به قدر یک بیابان نیست جنون، فرهاد شیرین عقل می خواهد ولی دیگرتمام صبر من اندازه ی یک درد دندان نیست یک اقیانوس، آرامم بدون عشق باور کنببین شبهای من از خواب موهایت پریشان نیست دل از کوه تو خواهم کند وقتی روبرو دریاستسقوط رودها ای دوست آغاز است پایان نیست شعر از بهروز آورزمان

برچسب: نویسنده: مهسا میرزاپور تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 16:24

حال من بی بهانه هم خوبست، زندگی بی بهانه هم زیباست !آب داده کسی به گلدان ها، صلح توی حیاط پا برجاست چای را درسکوت نوشیدم، دلخوشی ام به عطر بابونه ستدلخوشی ام به خوابهای قشنگ ، به حضور و اصالت رویاست به تجسم شدن در آغوشت ، حرفهای زنانه در گوشتبه نگاه حریص آیینه ،تخت و معشوقه ای که بی پرواست بیوه ای راه می رود اما، زیر پایش زمین نمی لرزددر محله کسی نمی فهمد ،که زنی توی خانه اش تنهاست دیشب از آسمان چشمانت، بمب روی دلم نباریدهدر بیابان مرا نسوزاندند ،ترس هایم چقدر بی معناست ! حتم دارم که خون آرامش در غروب نگاه خورشید استبه نظر می رسد همین امروز، آخرین روز

برچسب: حال من بی تو,حال من بی تو عصار,حال من بی تو علیرضا عصار,حال من بی تو عصار دانلود,حال من بی تو از عصار,حال من بی تو دانلود,حال من بی تو خرابه,حال من بی تو عصار متن,حال من بي تو عليرضا عصار,حال من بي تو عصار, نویسنده: مهسا میرزاپور تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 16:24

یک دختر از قبیله ی من طالب تو بود درگیر یاس فلسفه ی کاذب تو بود دنبال رد پای خودش توی دفترت...در شعرهای در هم و بی قالب تو بود اهلی ترین مسافر بی ریشه ی زمین در مرزهای مخمصه ی جاذب تو بود از ترس سنگ ها و کتک ها ،شکنجه ها عمری اسیر شعب ابی طالب تو بود دل داده ی شهامت چشمان فاتحت ترسش همیشه رد شدن از جانب تو بود تا آسمان رساندن و درجا زمین زدنفنِّ بدون اسلحه و جالب تو بود حالا تو رفته ای و غرورش شکسته است آن زن که در خیال خودش صاحب تو بود شعر از صنم نافع

برچسب: یک دختر دارم نداره,یک دخترخوب برای ازدواج,یک دختر,یک دختر خوب,یک دختر باید چگونه باشد,یک دختر تنها,یک دختر معمولی,یک دختر خوشگل,یک دختر دم بخت,یک دختر زیبا, نویسنده: مهسا میرزاپور تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 16:24

لابد از احوالم به تو آمار دادند گفتند نزدیکش نشو،هشدار دادند حتماً شنیدی زخمهای من عمیق است مردانِ بسیاری مرا آزار دادند ! وقتی صدای ربنّا در آسمان ریخت وقتی که در بن بستمان افطار دادند: خون در سرم یخ زد، قبول افتاد دردم هی گریه کردم، هی به من سیگار دادند انگار دستانت گلویم را گرفتند افکار منفی دست روحم کار دادند اوضاع تهرانم غم انگیزست بی تو شبهای غم،فرمان تار و مار دادند رفتی و پشت کوچه ها انگار خالی ستگلهای پیچک تکیه بر دیوار دادند شعر از صنم نافع

برچسب: نویسنده: مهسا میرزاپور تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 16:24

نیستی، طی کردن این راه زجرم می دهدخاطرات سرد آذر ماه زجرم می دهد خاطرات قهوه خوردنها و فال قهوه درکافه های دنج کرمانشاه زجرم می دهد باز کن آغوش خود را تا کمی گرمم شودراهروی سرد دانشگاه زجرم می دهد بیشتر از حال و روز خود برای من بگو!جمله های مبهم کوتاه زجرم می دهد دوستم یک هفته پیش، از من سراغت را گرفتراستش این خیل خاطر خواه زجرم می دهد *** بودی و حال تمام شعرهایم خوب بودنیستی، این عاشقانه آه... زجرم می دهد شعر از زینب اکبری سردهلقی

برچسب: نویسنده: مهسا میرزاپور تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 16:24

گاهی همین که دل به کسی بستهای، بس استبغضت ترکترک شدو نشکستهای، بس است گاهی فقط همین که به امّیدِ دیگریاز خود غریبهتر شدی و خستهای، بس است اهل زمین همیشه زمینگیر میشوندیک بال اگر از این قفست رَستهای، بس است در مرزِ عشق و وصل، تو ابنالسّلام باشبا اینهمه تضاد،چو پیوستهای،بس است این دور، دورِ حدِّ اقلهای عاشقیستدر حدّ یک نگاه که وابستهای، بس است سیدمهدی طباطبایی

برچسب: نویسنده: مهسا میرزاپور تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 16:24

صفحه بندی